تبليغاتX
کانون دفاع از حقوق زنان سنندج

کانون دفاع از حقوق زنان سنندج

آزادی زن آزادی جامعه است

نامه سمیه بینات همسر احمدی باطبی به سازمان جهانی حقوق بشر

ریاست محترم  شورای  حقوق بشر  سازمان ملل

 

این  نامه از سوی  سمیه بینات همسر آقای احمد باطبی زندانی سیاسی  در ایران برای شما نوشته شده است. همانگونه که احتمالا مستحضرید؛ احمد باطبی دانشجویی که در سال 78 در ماجرای حمله به کوی دانشگاه تهران بازداشت شد و  حکم اعدام اولیه از سوی قوه قضاییه ایران برای وی صادر شد و در نهایت در دادگاه تجدید نظر به 15 سال حبس قطعی محکوم شد. پس از گذراندن 6 سال از دوره محکومیت به علت آزار و شکنجه در زندان، مشکلات جسمانی فراوان و بیماری های کلیوی، نخاعی و گوارشی برای وی به وجود آمد و پزشکان معالج احمد باطبی با آزمایشهای فراوان به این نتیجه رسیدند که ادامه حبس احمد باطبی ، عوارض وخیمی برای وی تا حد فلجی و مرگ به دنبال خواهد داشت. بنابراین احمد باطبی به مرخصی استعلاجی فرستاده شد تا به مدوای خود بپردازد.

متاسفانه در تاریخ 7/5/85 عده ای ناشناس و مسلح پس از بازرسی کامل منزلمان، احمد باطبی را بازداشت کردند و به مکان نامعلومی منتقل کردند. همسرم اعلام کرد که از همان لحظه بازداشت اعتصاب غذا خواهد کرد. تلاشهای من و وکیل وی تاکنون برای مشخص شدن وضعیتش و ملاقات و یا تماس تلفنی با او بی نتیجه مانده است. با توجه به وضعیت جسمانی احمد باطبی به شدت نگران وی هستم.

لازم به ذکر است، در هفته گذشته اکبر محمدی که او نیز در حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران در سال 78 بازداشت شد و وضعیت مشابه همسرم را داشت، بعد از 9 روز اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت. از این رو با عنایت به شرایط وخیم جسمانی احمد باطبی و بیماری های متعدد او به شدت نگران وضعیت او هستم و بیم آن می رود که او نیز به سرنوشت اکبر محمدی دچار شود و در اثر اعتصاب غذا جان بسپرد.

این نامه را در حالی برای شورای حقوق بشر سازمان ملل می نویسم و از این شورا درخواست کمک می کنم که پس از 9 روز پیگیری، مراجعه به زندان اوین و دادگاه انقلاب و  نگاشتن نامه به مراجع قضایی ایران، هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده ام و از سرنوشت او خبر ندارم . به گونه ای که در زنده بودن وی دچار تردید شده ام.

 

از شورای حقوق بشر سازمان ملل که تشکیل آن امید تازه ای برای پیگیری موثر تر روند حقوق بشر در کشور های  نقض کننده  این حقوق  به ما داده است ، درخواست می کنم که پرونده حقوق  بشر  ایران، در مورد احمد باطبی را  در دستور کار خود قرار داده ،  و برای آگاهی از وضعیت او  هیئتی را به ایران اعزام کند و خواستار آن شود تا مطابق با موازین حقوق بشر با وی برخورد شود و احمد باطبی بتواند از حقوق اولیه که حق هر انسانی است برخوردار شود و در بیرون از زندان به درمان بیماری هایش که محصول دوران زندان است بپردازد.

 

با احترام

سمیه بینات

همسر احمد باطبی، دانشجوی زندانی از سال 78 تا کنون

 

15/5/85

 

رونوشت به :

تمامی سازمانهای حامی حقوق بشر

خبرنگاران بدون مرز

سازمان جهانی دیدبان حقوق بشر

سازمان جهانی عفو بین الملل

گروههای فعال ایرانی حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی

 

 

 

 

 

 

 

 

Respected chairman of the commission of the Human Rights of the UN: This letter is

 

Being forwarded to you by the wife of Ahmad Batebi a student arrested during the student uprising of 1999 and condemned to the capital punishment by the Islamic Revolutionary Courts a sentence commuted to 15 years of imprisonment.

 

After serving six years of his sentence he fell ill and doctors appointed by the judiciary system judged his condition as severe and granted him a sick leave for a short time, during his short release we noted that his ailments included severe kidney, spinal and intestinal problems that were not treated properly and needed an urgent attention.

Physicians appointed by the court reported that his general condition could deteriorate if he was to be jailed again and urged the court to order his release since he could die or be crippled for life.

 

Therefore he was released from jail to seek proper medical attention.

 

On 27/7/2006 unknown armed persons conducted a house search and arrested Ahmad Batebi and drove him to an undisclosed location.

 

During his arrest my husband declared that he would go on a hunger strike immediately our lawyer tried to locate him and was unsuccessful in his attempts, and considering his physical conditions we are deeply worried about his health.

 

Needless to say that my husband's friend Mr. Akbar Mohammadi who also participated in the student uprising is being kept in a similar condition and died of hunger strike nine days later in Evin jail.

 

I am deeply concerned about the fact that my husband's actual mental and physical conditions could lead to the same fate.

 

Despite numerous attempts to contact him through the judiciary system and the Evin jail by means of letters and telephone calls I am still in doubt over the whereabouts of my husband and I fear him dead.

 

Following the creation of the human rights council in the United Nations which is giving us new hopes for exploring new avenues in human rights and has raised our expectations for getting a team of experts to come to Iran and evaluate the actual state of human rights which would enable us to expect to get the most basic right for my husband to get out of jail for his medical treatment.

 

Hoping to have attracted your attention to my desperate plea.

Best regards

Somaie baiienat (wife of Ahmad Batebi a student in the jail since 1999)

 

6/8/2006

Bcc To: 1. All organizations which defend the human rights.

            2. Non-bound Journalists.

            3. Global Organization of watching human rights.

            4. Global Organization of International Excuse

            5. Iranian Human Rights Activists Groups in EU and North America

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 21:22  توسط کانون دفاع از حقوق زنان سنندج  | 

گزارش دکتر حسام فیروزی پزشک معالج احمد باطبی

امروز 15/5/85 نهمين روز دستگيري و همچنین نهمين روز اعتصاب غذای احمد باطبي است.
من به عنوان يك پزشك مستقل كه درمان احمد باطبي را در خارج از زندان به عهده داشتم لازم مي دانم در رابطه با وضعيت جسمي احمد باطبي نكاتي را ذكر نمايم :
1- احمد باطبي به دليل بيرون زدگي ديسك هاي كمري (4و5 كمري) كه در اثر ضربه ايجاد گرديده نياز به فيزيوتراپي دائم ، دارو درماني و بررسي بيشتر جهت عمل جراحي دارد و در صورت عدم درمان و ادامه اعتصاب غذا منجربه فلج كامل حسي – حركتي در اندام تحتاني مي گردد
2- بالا بودن هموگلوبين خون (17) كه نرمال آن بین 12 تا 14 مي باشد که در صورت ادامه اعتصاب غذا منجر به تصلب شرايين و در نهایت منجر به حمله قلبي مي گردد.
3 - بالا بودن كلسترول ، اسيد اوريك و تري گلیسيريد كه در صورت عدم درمان باعث تاثيرات غير قابل برگشت بر روي ارگانهاي حياطي بدن همچون كليه ،كبد و قلب مي شود.
4 - خون ريزي كليه كه احتمالامي تواند ناشي از بالا بودن هموگلوبين خون و يا وجود سنگ كليه باشد و نياز به بررسي بيشتر جهت یافتن علت اصلي اين خون ريزي وجود دارد
5- ورم معده و زخم اثني عشر كه اين نيزهمچون موارد بالا مي تواند وخيم تر گشته باعث سوراخ شدن معده و يا اثني عشر گرديده و ايجاد خون ريزي داخلي نمايد
با توجه به نكات بالا لازم مي دانم در خصوص وجود بيماري هاي متعدد جسمي آقاي احمد باطبي به تمام مسئولان و پزشكان درون زندان هشدار دهم در صورتي كه اعتصاب غذاي ايشان پايان نپذيرد و جهت ادامه درمان به خارج از زندان منتقل نگردد خداي ناكرده ايشان سرنوشتي هچون زنده ياد اكبر محمدي پیدا خواهد کرد ، جان انساني در خطر است و تا واقعه غير انساني دیگری رخ نداده به وضعيت احمد باطبي رسيدگي شود.
دكتر حسام فيروزي
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 21:20  توسط کانون دفاع از حقوق زنان سنندج  | 

 

 

 آزاديخواه شهر سنندج  مردم

جوانان، زنان، دانشجویان، کارگران!

 

اکبر محمدي دانشجوي مبارزي که در سال ۱۳۷۸ در جريان اعتراضات کوي دانشگاه در تهران دستگير شد بعد از ۹ روز اعتصاب غذا در تاريخ ۹ مرداد ۱۳۸۵در زندان اوين جان باخت. ما جان باختن اين دانشجوي مبارز را به خانواده، بستگان و همرزمان او تسليت ميگوييم.

خانواده اکبر محمدي اعلام کرده اند که مرگ فرزندشان مشکوک است. اعلام کرده اند که جنازه اکبر محمدي را نيروهاي امنيتي در جایي که خود تعيين کرده اند در نزديک شهر آمل دفن کرده اند. آنها خواهان پيگيري و روشن شدن دليل مرک فرزندشان در زندان شده اند.

جان باختن اکبر محمدي شوک بزرگي به جامعه ايران است. ما ضمن محکوم کردن سياستهاي سرکوبگرانه حاکمان همراه خانواده اکبر محمدي اعلام ميکنيم: 

 

1. ما خواهان اعزام يک هيئت به منظور رسيدگي به علت مرگ اکبر محمدي از طرف نهادهاي بين المللي به ايران هستيم

2. ما خواهان آزادي همه زندانيان سياسي هستيم

3. جسد اکبر محمدي برخلاف ميل و خواست خانواده او بوسيله نيروهاي امنيتي رژيم اسلامي دفن شده است. این حق خانواده او است که بدنبال کالبد شکافی درمورد محل دفن اکبر  محمدي تصمیم بگیرند.

 

و به همین مناسبت روز یکشنبه مورخ 15/5/85 ساعت 6 تا 8 عصر، در مکان پارک استقلال سنندج گردهم می‌آییم تا حمایت خود را نسبت به درخواستهای خانواده اکبر محمدی اعلام نماییم.

 

جوانان و دانشجویان آزادیخواه سنندج

85/5/12

jawananazadikhahsanandaj@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 3:37  توسط کانون دفاع از حقوق زنان سنندج  | 

بیانیه ما

بيانيه مادران در شهر سنندج



فرزندان وعزيزان ما را آزاد کنيد

يکي ديگر از فرزندان و عزيزان ما جان باخت. اکبر محمدي دانشجوي مبارز را در زندان اوين کشتند. ما به پدر، مادر و خانواده، همرزمان و همدردان اکبر تسليت ميگوئيم.

ما فرزندانمان را با هزار و يک درد و غم و نداري بزرگ کرديم و تحويل جامعه داديم که تکامل و پيشرفت جامعه را باعث شوند. ما فرزندانمان را تحويل جامعه داديم که همه نابسامانيهاي دوران ما را بزدايند و دنيا را براي زندگي قابل زيست تر کنند. ما فرزاندانمان را تحويل جامعه داديم که زندگي را براي خود و ديگران لذت بحش کنند. ما فرزندانمان را تحويل جامعه داديم که انسان را و انسانيت را در اين دنيا از هر قيدو بندي رها کنند. ما فرزندانمان را براي رهايي همه انسانهاي اسير به جامعه تحويل داديم.


اما تا چشم باز کرديم متوجه شديم که عزيزان ما، فرزندان دلبند ما اسير شدند و به پشت ديوارهاي وحشتناک زندانها برده شدند.

اکنون ما مادران اسير در چنگال فقر و نداري و ستم و تحقير، در پي آزادي فرزندانمان هستيم.

ما دلمان براي فرزندانمان تنگ شده است. ما نگران جان آنها هستيم. اسارتگاهاي آنها هر روز با غل و زنجير تعدادي از اين عزيزان را قرباني ميکند. اما اسارتگاه ما به پهناي کره زمين بزرگ است. ما ميتوانيم در گوشه اي از اين اسارتگاه عليرغم تمام ناملايم اتش مشغول نوع ديگري از تلاش باشيم. ما اينجا ميتوانيم نقاشي بکشيم، ميتوانيم رمان بنويسيم، ميتوانيم در سوگ فرزندان از دست رفته مان خاطره بنويسيم ميتوانيم .... همه اينکارها را آشکارا يا دور از چشم نگهبانان خود ميتوانيم انجام دهيم. اما در اسارتگاه فرزندانمان اين حداقل هم ممکن نيست.


ما دلمان براي عزيزانمان تنگ شده است. ما نگران آنها هستيم، نگراني ما واقعي است. زيرا ما شنيديم يکي از همين فرزندانمان به اسم اکبر محمدي را نگهبانان اسارتخانه اوين از بقيه اسيران جدا کرده اند. بعد شنيديم که او قلبش از کار ايستاده است. ما متوجه شديم باز هم بعد ازقتل عام زندانيان سياسي سالهاي ۶۰ و ۶۷ قرباني کردن فرزندان ما يک بار ديگر آغاز شده است.

اين بار نميخواهيم فقط زانو در بغل بگيريم و اشک بريزيم. دفعات قبل اين کار را کرديم نتيجه اش قرباني شدن دسته جمعي فرزندانمان بود. اين بار هم به دليل تجربه قبلي و هم از ترس قرباني شدن اکبرهاي ديگر ساکت نخواهيم نشست. با صداي بلند اعلام ميکنيم فرزندانمان را آزاد کنيد. در اين اسارتگاه فرزندان ما نبايد قرباني شوند. ما درب اين اسارتگاهها را ميشکنيم و فرزندانمان را از زير تيغ بي رحم شما نگهبانان زندانها که همان اسارتگاه فرزندان ما است آزاد ميکنيم.

اکبر محمدي در زندان اوين بدنبال ۹ روز اعتصاب غذا در گذشت. اکبر محمدي يکي از فعالين جنبش دانشجويي درتهران بود. اکبر محمدي در سال ۱۳۷۸ بدليل فعاليت در مبارزات دانشجويي در تهران دستگير و در همان ساال به اعدام محکوم شد. سپس حکم اعدام اکبر محمدي به ۱۵ سال زندان تغيير يافت. تعداد ديگري از فرزندان ما در اسارتگاه اوين و ... اسير هستند. اسارتگاهاي ديگري هم در کردستان، آذربايجان، خوزستان، و چهار گوشه ايران و بيشتر از اين، در همه شهرهاي ايران بر پا شده است. نگهبانان به فرزندان ما در اين اسارتگاها گفته اند به جرم حرف زدن و فکر کردن بايد اسير بمانند.

ما همه مادران داغديده و همه مادراني که چشم به راه آزادي اسيرانشان هستند اعلام ميکنم در کنار فرزندانمان براي آزادي آنها سرود زندگي را هماهنگ و با ريتمي دلپذير ميخوانيم تا عزيزانمان بشنوند و بدانند ما قصد باز کردن غل و زنجيرهاي را داريم که به پاي آنها بسته اند.

ما مادران اين اسيران اعلام ميکنيم که فرزندانمان را آزاد کنيد، اي نگهبانان اسارتخانه ها، بگذاريد ما و عزيزانمان در کنار هم سرود زندگي را بخوانيم. ما از مرگ بيزاريم، ما براي زندگي آمده ايم، و با صداي بلند اعلام ميکنيم :

مرگ برمرگ

زنده باد زندگي

امضا:

جمعی از مادران محله کمیز

جمعی از مادران جانباخته از کله کجار

جمعی از مادران جانباخته گردان شوان

جمعی از مادران جانباخته آغا زمان

جمعی از مادران سر ته پوله

جمعی از مادران قطارچیان

جمعی از مادران شهرک سعدی

جمعی از مادران فرح و 25 شهریور

جمعی از مادران جانباختگان در محله فیض آباد

جمعی از جوانان غفور

جمعی از مادران در محله شریف آباد

جمعی از مادران روستای حسن آباد حومه سنندج

جمعی از مادران دانشجویان دانشگاه کردستان

جمعی از مادران داغ دیده ملکشان

جمعی از مادران محله تپه شیخ محمد باقر

جمعی از مادران شهرک بهاران

sanandajmadaran@yahoo.com    ادرس تماس با ما

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 3:30  توسط کانون دفاع از حقوق زنان سنندج  | 

اکبر محمدی در زندان اوین به قتل رسید

ما زنده با انیم که ارام نگیریم     موجیم که آرامش ما عدم ماست

 

اکبر محمدی توسط جنایتکاران رژیم جمهوری اسلامی به قتل رسید.

خبر مرگ اکبر محمدی وجدان هر انسان آزادیخواه را به درد آورد و به فکر فرو برد

مگر اکبر محمدی چکار کرده بود، جز این بود که آزادی را در کوی دانشگاه فریاد زده بود؟

مگر جز این بود که اعلام کرده بود  آزادی را نمی شود در بند کرد.

خبر مرگ اکبر محمدی چنان در سراسر ایران پیچیده است و چنان مردم را شوکه کرده است که هیچ وجدان بیداری نمی تواند در مقابل این وحشیگری ساکت بماند.

قلب اکبر محمدی از تپش باز ایستاد اما هزاران هزار اکبردیگر امروز در خیابانهای تهران و امل سنندج و اهواز  و اصفهان وشیراز و برلین و لندن و استکهم و پارس و لس انجلس و امستردام و...  نه تنها مرگ هولناک اکبر را محکوم کردند بلکه در مقابل این رژیم هار اسلامی اعلام کردند که راه اکبر محمدی و هزاران هزار اکبری که در قتلگاه های این رژیم به قتل رسیداند را  ادامه دهند. مردم علیه سران رژیم جمهوری اسلامی ایران به ميدان ميايند که کيفر خواست خود را اعلام کنند.

 

کانون دفاع از حقوق زنان ضمن ابراز همدردی عمیق خود با خانواده اکبر محمدی اعلام می دارد که راه این عزیزان ادامه دارد.

کانون دفاع از حقوق زنان همه مردم آزادیخواه را فرامیخواند هر کجای دنیا که هستند در گرامی داشت یاد اکبر محمدی

عکسهای او را همراه با شمع و گل و همراه با عکسهای سایر عزیران زندانی در بند همراه سایر عکسهای عزیزانی که برای آزادی جان باختند در میدانهای شهر اراسته کنند و به یاد اکبر محمدی و بیش از 100 هزار اعدامی یار دبستانی من را بخوانند و یاد این عزیزان را گرامی بدارند.

یاد تمامی جانباختگان راه آزادی گرامی باد

زنده باد آزادی و برابری

کانون دفاع از حقوق زنان

10 مرداد ماه 1385

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 11:1  توسط کانون دفاع از حقوق زنان سنندج  |